کراهت در روایات
در برخی روایات ٬احکام مستند به کراهتِ امام یا خصوص کراهتِ امیرالمومنین شده با توجه به اینکه اگر ایه ی در این موضوع یا سنت رسول الله بود اَولی بود برای احتجاج کردن ٬به نظر می اید حب و کراهت امام در احکام اثر دارد چنانچه تفویض احکام همین معنا را دارد که
اَدبنی ربنی ثم قال ما اتاکم الرسول فخذوا
و چون
انا ادیب الله و علی ادیبی
پس همین حرف درباره امیرالمومنین خصوصا و اهل البیت عموما صادق است که
عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی انا اقول کن فیکون انت تقول ...
این روایت اخیر هم در تکوین است هم در تشریع
چنانچه هذا عطائنا فاعط او امسک بغیر حساب فقط شامل تعلیم علمی نمیشود والا هر عالم میتواند به هرکه خواست مطلب یاد دهد و لذا افتخار امام به این این ایه درباره خود وقتی رنگ پیدا میکند که رنگ بیشتر از این به خود بگیرد .
انسان کامل ٬ولی خدا به جایی میرسد که کراهتش کراهت خداوند میشود و قیام و قعودش مرضی خداوند میشود ان الله یرضی لرضاها و یغضب لغضبها
و ان الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا
نکته دیگر
در رباری معامله ی (نه قرضی )امده حضرت علی کراهت داشته اند و لم یکن یکره الحلال ٬علی کسی نیست که از حلال بدش اید
در این روایت صغریً و کبریً باید درباره ش حرف زد
مساله دیگر اینکه در بحث نقض وضو امده
کل النوم یُکره الا ان تکون تسمع الصوت
در این روایت هم قطعا کراهت در اینجا کراهت الزامی نیست
ولی در روایت ربای معامله ی اگرچه میشود محاملی بر ان ذکر کرد لکن خلاف احتیاط است که بغیر از کراهت الزامی حمل کرد پس خصوص موردِ صدور یعنی ربای معامله کراهت الزامی است و امیرالمومنین کراهتش موضوعیت بیشتری دارد تا سایر ائمه لذا فرمود لم یکن یکره الحلال او کسی نیست که ... شاید بتوان اینگونه روایت را معنی کرده که به حسب رئیس شیعه بودن ٬پدر امت بودن کراهت حضرت علی کراهت از حلال نیست میشود کراهت الزامی
در هر صورت گذشته از این قرائنی که در خصوص ربای معامله ی ذکر کردیم و روایات بالصراحه دیگر کراهت اینجا الزامی است لکن کراهت در جای های دیگر کراهت اصطلاحی است هم به دلیل روایت نقض نوم و هم استقصی استعمال کراهت در جاهای دیگر ابواب روایات این فهم در میرساند
والله العالم الهادی
الحمدلله اولا و اخرا و ظاهرا و باطنا