حکم امیرالمومنین در نماز خواندن بر کشته های صفین ،انان که زخم به پشت خورده اند نماز خوانده نشود

حکم امیرالمومنین در جنگهای خود نسبت به کشته های لشکر خود  به نماز نخواندن برکسانی که زخم به پشت انها اصابت کرده و نماز خواندبرکسانی که زخمشان به جلو است 
شاید وجه ش این است که لشکر حضرت اصلا صد شیعه هم نداشته قریب به اتفاق اهل عامه بوده اند حال اگر از این اهل عامه کسی  معیت و مساوات با خونش ،با علی ابن ابی الطالب داشته باشد یعنی تصدیق کند که با جانش با علی بایستد و در رکاب علی کشته شود این به یا در حقیقت شیعه بوده یا به شفاعت امیرالمومنین ملحق به شیعیانش میشود ولی کسی که زخم به پشت خورده یعنی در حال فرار بوده پس عامه ی بوده که مساوات جانش با حضرت نکرده و عامه هم که نماز ندارند
ولاحول ولاقوه الابالله

بیع فضولی ،از مواردی که فضول جمع به معنی مفرد استعمال شده

🌹
بیع فضولی 
فضولی مجمع فضل به معنی کاربیهوده واضافی دخالت شخص کسی است که فاید و اثری برش مترتب نیست بیع فضولی از مواردی است که جمع در معنای مفرد بکار برده شده 
شیخ از شهید اول نقل اجماع کرده که فقط در عقد فضولی می اید نه در ایقاعات 
جای تامل است اجماع مدرکی است لعل ،مواردی مثل ارث مازاد بر ثلث یا انفاق فضولی هم داریم 
ایا رضایت کفایت در تصرف است یا اذن میخواهد ..

معنی جمع بین الامرین و معنی جف القلم

🌹امربین الامرین 
 
#برخی جمع بین امرین میکنند نه امربین الامرین میگویند در اختیار داشتن مجبور و در اختیار هم اختیار داری 
مارمیت اذا رمیت ولکن الله رمی ،این ایه خوبیه برای این جمع بین الامرین 
خاکی که در جنگ بدرکه پیامبر از دست علی گرفتند و پاشید درچشم همه کفار رفت انها شروع با مالوندن چشمها کردند مسلمانان به انها حمله کردند 
شما با خود کار نوشتید نه هردو نه یکی 
قدر مجوس هذه الامه ،قدری برخی گفته اند انکه میگوید همه چیز مقدر است 
ولی این از مواردی است ثلاثی مجرد ضد مزیدش است قدری یعنی انکه قائل به قدر نیست ،اصلا تشبیه انها به مجوس که دو گانگی نور و ظلمت ،خیر و شر داشت قرینه است که مراد از قدری انهایند که قائل به قدر نیستند و خلق  را دربرابر خداوند متعال قرار میدادند 
#معنی جف القلم 
جوهر در قدیم یا از ارد کردن سنگ ارغوانی بود که از افغانستان میاردند و با مخلوط میکردند 
یا از ماهی مرکب که موقع حمله کوس جوهر از خود بیرون میریخت اب رنگی میشد و فرار میکرد 
پاکنشان 
از ادرار موش بود به این نحو که موشی داخل یک شیشه میگذاشتند و گربه دیگر در یک شیشه در کنار موش از ترس ادار کرده انرا بعنوان پاک کن استفاده میکردند 
وقتی مینوشتند مقدار طول میکشید تا خشک شود خاک رویش میریختند خشک میشد و دیگر قابل تغییر نبود این یعنی جف القلم 
سرنوشت ها ثابت است برخی فهمیدندمقدرات قابل تغییر نیست 
ولی معنی جف القلم یعنی جف القلم که اگر گندم کاشتی گندم روید و جو از جو ،این ذاتیات شئ است 
ام یعنی قبر ،سعید ،سعید در قبر و ...
ا.ع
 فیه :اخوند در اعمال بحث نمیکنند در اشخاص است

معنی بین الامرین و توضیح جمله اخوند

🌹
معنی بین الامرین 
اهل سنت هم قائل به بین الامرین هستند ولی مهم معنی کردن بین الامرین است 
اخوند که اعمال را به نیات و نیات را به ذاتیات برمیگردانند میگویند والذاتی لایعلل 
و قلم اینجا رسید سربشکست 
این جمله اخیر از خاقانی است و مرادش این است که کتاب من تمام شد و دیگه مثل من حرف زدن به این محکمی و سختی تمام شد قلم سربشکست اگرچه مولوی از این جمله در معنی جبر و اختیار استفاده کرده و گفته معنی جباریت است نه جبر که قانون است که خوب و خیر نتیجه ش را بینی ،کژ روی جف القلم  کژ ایدت 
اینکه اخوند گفته اند ذاتی لایعلل درسته ،ذاتی هرچیز حتی بدون تصور ذات نمیشه 
مرحوم قوچانی که شاگرد اخوند بوده و مشکینی صاحب کفایه ،شاگرد این قوچانیپ است میگوید بین الامرین  معنیش این نیست که نه جبر و تفویض شق سوم بلکه یعنی جبری است که تفویض هم دارد و تفویضی است که جبر دارد 
اینکه در حدیث امده تو اولی به سیئات ت هستی و من به حسناتت ،این شبیه ایه مااصابک من حسنه فمن الله و اصابک من سیئه فمن نفسک کلی در ادامه فرمود کل من عندلله 
شاید معنی ایه این باشد که در ماهیتت به خودتت برمیگردی و در اصل وجود به خداوند متعال 
ا.ع
ولاحول ولاقوه الابالله

بیع فضولی و ایه عن تراض ،اعجاز قران در معارف است نه در فصاحت وبلاغت ،چرا همه گفتند در فصاحت است چون

🌹
برخی به ایه تجاره عن تراض تمسک کرده اند برای بیع فضولی 
برخی گفته اند استثنی منقطع داره که خلاف فصاحت است 
جوابش این است که قران اعجازش فصاحت و بلاغت نیست چون مسلمانان بیشتر ادبیات عربی خوانده بودند اعجاز قران فصاحت وبلاغت دانسته اند والا اگر طبیب هم کتاب بنویسید اعجاز قران را در طب می داند بهتر است بگوییم اعجاز قران در معارف است نه حتی مطالب علمی و فصاحت وبلاغت که همه ایاتش اینگونه نیست 
ولی ایه خودش بر صحت بیع فضولی دلالت دارد چون بعد اجازه عن تراض میشود

یستحب یا یُستَحب ؟

یسحب السواک ،اگر معنی کردی مستحب است یعنی مجهولی معنی کرده ی پس باید بخوانی یُستَحب السواک 
اگر گفتی مکروه است نیز همینطور باید بخوانی یُکرَه

حدیث مناهی النبی صلی الله علیه واله یا همان اربعماه

#حدیث مناهی النبی صلی الله علیه واله در اول جلد۴من لایحضر امده یا همان حدیث اربع ماه که شیعه و سنی اورده اند 
ایا جمع روایت است یا جمع مروی 
ایا معتبره یا نه 
اقای خویی به علت روای اخیر یعنی شعیب بن واحد انرا ضعیف میداند و کسی انرا صحیح دانسته شیخ انرا مستفیض دانسته که شیعه و سنی نقل کرده و برخی انرا متواتر 
متواتر که نیست مستفیض هست 
صدوق از حمزه بن محمد نقل کرده او بعدی توثیق ندارند 
ولی در مجموع به علت قرائن استفاضه و متنی و نقل صدوق در من لایحضر به نظر معتبر است