توضیح لم یکن علی یکره الحلال #سیاق بیان احکام به اسم بدیع مختلف است
ﻛَﺎﻥَ ﻋَﻠِﻲﱡﱡ ﺑْﻦُ ﺃَﺑِﻲ ﻃَﺎﻟِﺐٍ ﻉ ﻳَﻜْﺮَﻩُ ﺃَﻥْ ﻳَﺴْﺘَﺒْﺪِﻝَ ﻭَﺳْﻘﺎً ﻣِﻦْ ﺗَﻤْﺮِ ﺍﻟْﻤَﺪِﻳﻨَﺔِ ﺑِﻮَﺳْﻘَﻴْﻦِ ﻣِﻦْ ﺗَﻤْﺮِ ﺧَﻴْﺒَﺮَ ﻟِﺄَﻥﱠﱠ ﺗَﻤْﺮَ ﺍﻟْﻤَﺪِﻳﻨَﺔِ ﺃَﺩْﻭَﻧُﻬُﻤَﺎ ﻭَ ﻟَﻢْ ﻳَﻜُﻦْ ﻋَﻠِﻲٌّ ﻉ ﻳَﻜْﺮَﻩُ ﺍﻟْﺤَﻠَﺎﻝَ [2].
ﻣﺠﻠﺪ 5، ﺻﻔﺤﻪ 189-اصول الکافی
سیاق بیان احکام
در روایات اهل البیت سیاق بیان احکام بسیار مختلف است نظیر قران ٬ برعکس لسان فقه ها که پنچ حکم و لسان دارد
در روایات اگر بگویی به تعداد اشیاء و مورد حکم لسان بیان احکام داریم ٬دور نیست چنانچه بتعداد ادم ها ٬عین ثابته و معدن وجودی و ایه قران هست (ایه قران به نحو ترکیبی و تجزیه ی که هر فردی قسمتی از ایه یا ترکیبی از ایات را دارد و چنانچه هیچ انگشتان دستان ادمها مثل هم نیست که بل نسوی بنانه بلکه هیچ کف دستی و هیچ شبکیه ی چشمی مثل هم نیست بلکه هیچ دی ان ای فردی و بگو هیچ سلولی و بَندی از فرد عین دیگری نیست و هر کدام مظهر بدیع است
همچنین است احکامش چرا که الا امم امثالکم
لذا سیاق بیان احکام مختلف شده )
یکی از این لسانها ٬
علی علیه السلام مکروه می داند
و لم یکن یکره الحلال
و او حلال را کراهت ندارد
چرا صراحتا نفرمود واجب یا حرام است بلکه فرمود این مورد کراهت علی بود
این با همه سیاق های احکام فرق دارد
اولا باید توجه داشت که انسان به جایی میرسد که میل و رغبتش ٬کراهت و انزجارش در احکام شرعی مؤثر میشود چنانچه عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی انا اقول کن فیکون انت تقول کن فیکون
فقط در تکوینیات نیست در تشریعیات هم کن فیکون میشود و ادبنی ربنی فقال ما اتاکم الرسول فخذوا ... که
انا ادیب الله و علی ادیبی
علی مع الحق و الحق مع علی اللهم ادر الحق حیث دار علی
و این به علت این است که نفس ولی خدا کانال و کشتی سلوکی امت میشود و شریعه و مناهج یا همان کشتیِ نوح هر امت ٬نفس پیامبر و ولی است (دقت کنید )
ثانیا این سیاق که حرف از رسول نیست بلکه حرف علی است بوی مشایعت علی دارد هر که دارد هوس مشایعت علی شیعه شدن بسم الله
ممکن است اینکه فرمودند لم یکن یکره الحلال
حلال نسبی معنی کنیم یعنی حلالی که در منظر علی حلال است نه حلال که در نظر عامه و پایه فقه است بلکه همان احکامی است که به دلیل مشایعت علی باید پیروان علی رعایت کنند
چنانچه برخی احکام را رسول الله فرمودند و در قران نیامده و امام باقر علیه السلام در یک نقلی چنین احکامی را حمل بر استحباب کرده اند
پس سلسله احکام یک نسبیت دارد تا بخواهی ادیب کی بشی و شرعه و منهاج چه کسی را برگزینی که لکل شرعة و منهاجا
کراهت علی بن ابی طالب وکراهت ائمه دیگر
ایا با هم فرق دارد یعنی مراتب دارد مثلا حضرت علی لم یکن یکره الحلال ولی بقیه ممکن است نشود این حرف را زد
بعید نیست فرق کند و مراتب داشته باشد ﺃَﺑِﻲ ﻋَﺒْﺪِ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪِ ﻉ ﺃَﻧﱠﱠﻪُ ﻛَﺎﻥَ ﻳَﻜْﺮَﻩُ ﺳُﺆْﺭَ ﻛُﻞﱢﱢ ﺷَﻲْ ﺀٍ ﻟَﺎ ﻳُﺆْﻛَﻞُ ﻟَﺤْﻤُﻪُ.
ﺟﻠﺪ 1، ﺻﻔﺤﻪ 336-وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه
الحمدلله اولا و اخرا و ظاهرا و باطنا
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۵ ساعت 7:3 توسط ابن الرضا علی محمد
|