تفسیر   بسم الله الرحمن الرحیم     هست کلید در گنج حکیم

بسم الله الرحمن الرحیم 

انشاء اسم خداوند انهم اسمی که  مناسب اون کاری است که برای ان بسم الله گفته اند 

این انشاء برای مومن و گوینده بمنزله کن فیکون خداوند است

پس در واقع کلید گنج شد گنجی که اسماء الله است کنت کنزا مخفیا همان اسماء مندمج در مقام حکیم 

با بسم الله و انشاء کردن یکی از اسماء الهی مصداق یابد و درب گنج اسماء باز شده 

نظیر بسم الله مجراها و مرساها  کشتی نوح موتور حرکت دهنده اش و ترمزاش هردو بسم الله بود اسمی که مناسب این معنابود  

پیداست انکه قدرت انشاء ندارد ان کار ابتر است دم بریده است به مقصد نرسیده است یعنی چه کل امرء ذی بال لم یبتدء ب بسم الله الرحمن الرحیم فهو ابتر  هر کاری که از نفسی صادر شود که این نفس جون و جریق ندارد پیداست که کاری ازش نمی اید یعنی باید قدرت انشاء خود را قدرت ایجاد خود را با یقین و حسن ظن بالا ببریم 

الحمدلله تولا و اخرا و ظاهرا 

تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم و انشاء و خبری بودنش#تفسیر بسم الله به اسم اعظم نزدیک تر است تا ناظرة ا

بسم الله یعنی به یا با اسم خدا اگر باء به معنی استعانت باشد یعنی به استعانت اسم خدا و اگر الصاق باشد یعنی با ملصق شدن به اسم خدا 

اینکه #ما از اسم خدا کمک یا تبرک یا ملصق میشویم به ان نه به خود خدا  یعنی چرا ما بالله نمیگویم چرا باسم خدا بسم الله میگوییم 

باید گفت عالم را اسماء الله اداره میکند عالم عالم اسباب و واسطه ها ست و المدبرات امرا

اما اینکه #اسم چیست اسم از سمو به معنی علو یا از وسم به معنی نشانه است انچه نشانه خداباشد یا بلندی و علو خدا را نشان دهد اسم است و البته هر چه بیشتر علامت و نشانه باشد در اسم بودن جلوتر است تا انجا که ممکن است مثل علی امیرالمومنین بفرماید خداوند ایة ی بزرگ تر از من ندارد یعنی بعد رسول خدا ایة ی و اسمی به عظمت علی نیست

اینکه# بسم الله گفتن ما خبر است یا انشاء 

یعنی در اول یه کاری بسم الله میگوییم این خبر دادن است که همه چیزاسم الله است و همه چیز با اسم خداست یا اینکه در واقع با گفتن بسم الله ان کار را اسم الله میکنیم یا بهتر بگوییم با گفتن بسم الله از کانال نفس خود ان کار را با اسماء الهی انشاء ش میکنیم در خارج تحققش میبخشیم 

به نظر هر دو ممکن است ودومی صواب است که بسم الله گفتن انشاء است نه خبر 

لذا ست که برخی بسم الله گفتنشان  اثر دارد و برخی نه چون به انشاء نفس گوینده برمیگردد تا کی و‌چه طوری بگوید بسم الله برخی سرماخوردگی را خوب نکند و بسم الله برخی مرده را زنده کند 

مطابق این معنای انشاء ست این روایت ابوالحسن الرضا علیه السلام که ای اسم علی نفسی بسمة من سمات الله

نفس خود را به نشانه ی٬  به اسمی از اسماء خدا مهر میزنم یعنی سیر ملکوتی طی کرده و به تخلقوا باخلاق الله یعنی به اسماء خدا متخلق شده و کار خدایی کند  کار کن فیکون با بسم الله میکند لذا بسم الله از ناظره عین به بیاض عین فاصله اش کمتر است تا اسم اعظم فاصله بسم الله تا اسم اعظم در حدیث امده کمتر از سیاهی چشم به سفیدی ان است تا دید و نظرت به عالم و به خودت چطور باشد #ناظرة العین الی بیاضها

 عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی انا اقول کن فیکون انت تقول کن فیکون 

الحمدلله اولا و آخرا و ظاهرا و باطنا 

تفسیر  و سقاهم بهم شرابا طهورا  

ألا یا أیها السّاقی! أدر کأساً وناوِلها!   که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد ممشکل‌ها

وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا (٢١)انسان 

..وپروردگار و پرورش دهنده انها ایشان را  شرابی پاک بیاشامد در حدیث در کتاب مجمع ذیل ایه  امده ای یطهرهم من کل دنس سوی الله منظور از شراب طهور پاک کردن انها از غیر خداست چرا که اذ لاطاهر من التدنس چون طاهری غیر از خدا نیست از الودگی های دنیا 

این میرساند که شراب و مستی و عشق واقعی جداشدن از تعلقهای غیر خداست و کس این ندانست جزء انکه این راه رفت 

ربهم یعنی رب اضافی پرورش دهنده ی که به کانال وجودی انها ربط دارد رب انهاست با مشربه انها خواناست قد علم کل اناس مشربهم است این رب همان ساقی میتواند باشد ساقی حوض کوثر هر شخصی که از کوثر رسول الله صل الله علیه و اله با دستان امیرالمومنین  است که اسم دیگرش شجره طوبی است که در خانه همه مومنین است 

الا یا ایها الساقی  ادر کاسا 

کاسه را در ظرف دور بزن

 کاسه و مشربه وجودی شخص و سهمش از اسماء الله میتواند باشد همان سهم شجره طوبی همان کوثر اضافی همان قد علم کل اناس مشربهم 

و ناولها    کاسه را در ظرف شراب چرخی بزن و به من بده ادر فعل امر دار یدور به معنی دور بده و ناول هم فعل امر به معنی بده 

خلاصه ما را حال به حال کن دستی بگیر که خود فرمودی اعینونی بورع مرا در بردن خودتان کمک کنید ولی ساقی ما را با شراب ببر با جذبه 

چرخ زدن کاسه میتواند همان ایجاد نفحات عشق و شور باشد که جذبه ی است الا ان لکم فی الدهر نفحات فتعرضوا لها 

که عشق اسان نمود اول   عشق و محبت کار را اسان کند ولی افتاده مشگلها که همان استقامت قرانی است که ماء غدقا اشامند و همان است که فاستقم کما امرت است که پیر کند ادم را شیبتنی سورة هود

ولی باید دانست که ساقی از ما ورع از گناه و اجتهاد و سداد در سخن خواسته تا روزی چه باشد ایا شود سهم ما سفره هجم بهم العلم ایا شود سهم ما از ساقی کاسه ی که سر سفره هجوم علم باشد مباشرت یقین باشد شاید 

دوستان از این مادبه استفاده کنند ولی ادرس این وبلاک را در وبلاک های خودشان بگذارند هل جزاء الاحسان الا الاحسان 

 

تفسیر اذا ذکر الله وجلت قلوبهم

🌹🌹
دریا اگر سر می زند بر سنگ حق دارد
تنها دوای درد عاشق نا شکیبایی است فاضل_نظری

..وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ (٣٤)الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ...حج

وجل به صدایی که از سوختن چوب بلند میشود گویند وقتی چوپ در گرماگرم سوختن شعله میکشد صدای بلند میشود که به وجل گویند
آری مومنین کسانی اند که با یاد خدا اینگونه میشوند رزقنا الله و ایاکم
اما در ادامه میفرماید صبر میکنند نه ناشکیبایی

تفسیر ما انا من المتکلفین

با صبح گفتم
یعنی نوجوان با کسی که اغاز کارش است دلش روحش جسمش نو و تازه مثل صبح است اغاز نفس کشیدن اش هست وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ
و جوانی و شاد دلی مثل اصحاب کهف اگر چه سنشان بالابود إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ
کسی که خود را در صباح زندگانی بیند قطعا می خندد
از چه بهار است خنده ات
چرا خنده ات رونق دارد و بهار است
گفت اندکی تو هم ز تکلف برا
تو نیز مثل ما فتی ها و جوانمردان از تکلف رها شو
وَمَا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ..۸۶ص
رسول فرمود من از اهل تکلف نیستم راحت باش خودت باش کانال وجودیت را دریابد و انوقت خواهی خندید تا وقتی جوجه اردک زشتی خودت را قاتی کسانی کرده ای که نیستی جانت به لب است و وصله نا میزونی خودت باش تکلف نکن ببین قلبت چه میگوید از قلبت استفتاء کن اگر چه مفتی ها فتوا دهند و ان افتاک المفتون
اگر چنین کنی تو صبح شدی فتی شوی و بهار خنده ات رونق گیرد
وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا (١٦)

با صبح گفتم از چه بهار است خنده ات ؟
گفت اندكي تو هم ز تكلف برا، بخند...

الحمدلله اولا و اخرا

سوره فلق.قل اعوذ برب الناس .ملک الناس .اله الناس من شرالوسواس الخناس .الذی یوسوس فی صدورالناس .من ال

بگو من پناه میبرم به پروردگار مردم  ملک و پادشاه مردم و اله مردم از شر وسوسه کننده ی که (چون یاد خدا شود )خودش را جمع کند انکه در سینه ها وسوسه کند از جن و انس هر دو هستند